۱۷

همیشه نوار که به جای قشنگش می رسید، من هم باید از تاکسی پیاده می شدم.

۴ دیدگاه »

  . wrote @ تیر ۲۹م, ۱۳۸۶ at ۹:۴۴ ق.ظ

می‌شه تاکسی دربست گرفت …
می‌شه نوار را خرید، میشه دزدید

  Hamed wrote @ تیر ۳۰م, ۱۳۸۶ at ۲:۰۸ ب.ظ

شهر بیداری شهر ماست.شهر کسانی که میوه ممنوعه را خورده اند.شهری آنها نیست آنهایی که از نعمت خریت یک جوع برده اند.

  احمد سمیعی wrote @ تیر ۳۱م, ۱۳۸۶ at ۳:۴۷ ب.ظ

جدای از اینکه این مینیمالت مفهوم قشنگی داشت ،‌واسه من خیلی اتفاق افتاده که وقتی به جای با حال نوار یا رادیو می زسه من باید پیاده بشم!

  حجت wrote @ مرداد ۳م, ۱۳۸۶ at ۳:۳۰ ب.ظ

“…پیاده میشدم” ….؛ یعنی حالا اینطوری نیست ؛ این خیلی خوبه

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>