۲۱

وقتی عقل و احتیاط را قسمت می کردند،

من در صف جسارت و دیوانگی بودم، به هوای تو نازدانه.

۸ دیدگاه »

  Amirheydary wrote @ مرداد ۳م, ۱۳۸۶ at ۸:۵۶ ق.ظ

سلام.
عقل رو خدا با عدالتش بین همه توزیع کرده. همه به یه اندازه دارن. مهم اینه که کشفش کنیم.
اما احتیاط! اگه احتیاط نباشه ، حاصلش میشه جسارت.
جسارت صف نمیخواد . اگه تو صف احتیاط نایستی ، میشی جسور. ;-)
ولی خدا سهمیه احتیاط رو هم برای همه درنظر گرفته. شما دنبالش نرفتید! سهمتون محفوظه. برید تحویل بگیرید. :-)

  zahra wrote @ مرداد ۳م, ۱۳۸۶ at ۹:۰۳ ق.ظ

اتفاقا اگه تو صف جسارت نایستی میشی محتاط .
خدا با دکتر محمود فامیله؟سهمیه عدالتو اینا….

  Amirheydary wrote @ مرداد ۳م, ۱۳۸۶ at ۹:۰۴ ق.ظ

تأکید کنم مطلب بالایی رو به صورت کلی نوشتم.
امیدوارم جسارت نشده باشه.
شما بسیار عاقلید و شکسته نفسی میکنید ،
ولی تا حدی موافقم که جسورید و معتقدم جسارت الزاما ً مشکل ساز نیست. باید فکر کنیم که جسارت رو کجا و در چه موردی به کار ببریم.
شاد و پیروز باشید.

  DIVA NA! wrote @ مرداد ۳م, ۱۳۸۶ at ۲:۱۴ ب.ظ

فکر کنم ضرر نکردی.

  Anahita wrote @ مرداد ۳م, ۱۳۸۶ at ۲:۱۷ ب.ظ

یعنی حالا ضرر کردی؟

  حجت wrote @ مرداد ۳م, ۱۳۸۶ at ۴:۰۹ ب.ظ

من فک میکنم روزی که شما رفتین ی بچه شیطون تابلو ها رو عوض کرده بوده و الا شما درست رفته بودین

جسارت نیست آنکه گویم سینه ات خواهم درید
سینه ات در سینه ام جوش و خروش آورده است

  monire wrote @ مرداد ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۰۸ ق.ظ

کلی نظر داده بودم ولی ….
گفتم :
از آدم پر دل و جرئت خوشم میاد ( البته اگه جسور رو هم معنی این در نظر بگیری ) و اینکه فکر نکنم تناقضی با عاقل بودن داشته باشه . آدم میتونه عاقل باشه ولی دل و جرئتش زیاد باشه !!

در مورد دیوانگی هم که یه عمره این کاره ایم :D
یادداشت های یک دیوانه http://mailneveshteha.blogfa.com رو هنوز دوست دارم !! :-)

  صادق wrote @ مرداد ۶م, ۱۳۸۶ at ۱۲:۳۸ ق.ظ

یک خانه پر ز مستان، مسنان نو رسیدند
دیوانگان بندی، زنجیرها دریدند

مستان سبو شکستند، بر خم‌ها نشستند
یارب چه باده خوردند، یا رب چه می‌چشیدند

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>