۲۵

+خیلی دوستت دارم.

-دستت درد نکنه…

۹ دیدگاه »

  احمد سمیعی wrote @ مرداد ۴م, ۱۳۸۶ at ۳:۲۹ ب.ظ

قابلی نداشت

  monire wrote @ مرداد ۴م, ۱۳۸۶ at ۱۰:۱۶ ب.ظ

جدی جدی با آقای سمیعی بودین ؟؟ یا ایشون به خود گرفتن ؟ :D

میگن گفتن سه جمله از هر جمله ای سخت تریه : دوستت دارم و معذرت میخوام و …. (اون یکیش یادم نیست )
خوبه که راحت میتونی به یکی بگی دوستت دارم :-)

  چشمه wrote @ مرداد ۵م, ۱۳۸۶ at ۷:۰۲ ق.ظ

به نظرم بیشتر داری با کلمات بازی می کنی. شباهتهایی که فکر کنم توی زندگی بعضی اوقات مارو به اشتباه می اندازه!!!

  چشمه wrote @ مرداد ۵م, ۱۳۸۶ at ۷:۰۶ ق.ظ

راستی دوست عزیزم از لینکت ممنون. در ضمن من به یادگار دوست سر می زنم ولی انگار تو چیزی توش نمی نویسی یا اینکه پستها همش به اسم دیگری ست.

  صادق wrote @ مرداد ۵م, ۱۳۸۶ at ۸:۲۰ ق.ظ

+
+

  احمد سمیعی wrote @ مرداد ۵م, ۱۳۸۶ at ۴:۴۷ ب.ظ

منیره خانم ! ‌ایشون که قطعا با کس دیگه ای بودند ،‌ من هم صرفا جواب مینیمالی دادم . تو رو خدا اذیت نکن!

  Amirheydary wrote @ مرداد ۷م, ۱۳۸۶ at ۸:۴۵ ق.ظ

معلومه از سفر برگشته و سوغاتی هی خوبی هم آورده.
سهم ما رو هم از سوغاتی ها بذارید کنار لطفاٌ!
:-D

  حجت wrote @ مرداد ۷م, ۱۳۸۶ at ۲:۳۸ ب.ظ

دوست داشتن مهم نیست ، مهم اینه که کیو دوست داری.

  Hamed wrote @ مرداد ۸م, ۱۳۸۶ at ۷:۴۳ ق.ظ

بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رختگرچه نبود در نگارستان خط مشکین غریب

گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تودر سحر گاهان حذر کن چون بنالد این غریب

گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>