Archive for مرداد ۸, ۱۳۸۶

۳۰

از آدمها خسته شدم،

آدمها نیز.

دور می‌شویم.

۲۹

شمشیرها می افتند؛

دیگه توان جنگیدن، بحث کردن و پافشاری ندارم.

 

جماعت من دیگه حوصله ندارم،

به خوب امید و از بد گله ندارم،

گرچه با دیگرون فاصله ندارم،

کاری به کار این قافله ندارم….

«شاملو»