آدم های تکراری، عقاید تکراری، حرفهای تکراری.
انگار که همه این آدمها را توی قنادی با قالب شیرینی ساختند….
آدم های تکراری، عقاید تکراری، حرفهای تکراری.
انگار که همه این آدمها را توی قنادی با قالب شیرینی ساختند….
به نظرم هر ۱۰۰ سال یک بار تو ابن دنیا احتمال داره یک آدم نو، یک فکر تازه و یک حرف جدید پیدا بشه.بعدش هم حداقل ۲۰۰ سال طول می کشه تا باقی آدم ها اون چیزای نو را بفهمند.(اگه بفهمند!!)پس هنوز این دنیا خیلی چیزای نو داره که ما نمی دونیم البته شاید مال ۱۰۰ سال پیش یا بیشتر باشه . !!!!
بعضی وقتها آدمها نمیخوان بفهمند! بعضیها قدیم را باور دارند و دیگر هیچ
حالا گیرم اینطوریه چاره ای جز زندگی با اونا رو داری ؟ ولی ی راه حلی هست : تو خودت باش اونی که دوست داری با اونا زندگی کن ولی نه برای اونا ؛ برای خودت ؛ اونوقت میتونی حداقل وجدان خودتو راضی کنی.
آدم های دیگه را نمی توان به خاطر عقاید و حرف های تکراریشون سرزنش کرد.
مگه اینکه قبلش غبار کهنگی وتکراری بودن را ازخودمون و عقایدمون پاک کنیم.
زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست
گر بیفروزیش ، رقص شعله اش تا بیکران پیداست
ورنه ، خاموش است و خاموشی گناه ماست…
خاموشی گناه ماست ، نه دیگران.
توی تعامل بین آدمها وقتی یه طرف رابطه تغییر کرد خودبخود اون ارتباط دچار تغییر میشه. پس اگه خودمون رو تغییر بدیم ، تکرار مکررات کمتر میشه.
به نظر من باید خودمون آتشگه زندگیمون رو بیفروزیم…
تکرار که بد نیست. فقط خسته کننده است ولی هیچ چیز تکراری نیست همه چیز تازه است. شاید وقتش باشه که جای بعضی چیزا را با هم عوض کنیم. دیگه به کلیات اهمیت ندیم و به جزئیات دقت کنیم شاید بوی تازگی را توی همشون حس کنیم.
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>