۴۶

اصفهان که بودم، آدم‌هایی که در پارک به من لبخند می‌زدند را دوست داشتم.

اینجا که هستم، آدم‌هایی که سالی، ماهی،  جواب لبخندم را می‌دهند.

۵ دیدگاه »

  حجت wrote @ مرداد ۲۷م, ۱۳۸۶ at ۳:۰۸ ب.ظ

لبخند

  monire wrote @ مرداد ۲۷م, ۱۳۸۶ at ۷:۰۷ ب.ظ

به قول خودت شاید به خاطر تیپ متفاوتت با مردم یزد باشه !!
مردم یزد یه جور دیگه لبخند میزنن

  wrote @ مرداد ۲۷م, ۱۳۸۶ at ۷:۵۹ ب.ظ

ما اینجا نه عادت داریم و نه دوست داریم به هرکسی و زورکی لبخند بزنیم. شاید مودب باشیم. شاید خوش‌رو باشیم.
لبخند می‌زنیم به کسایی که دوستشون داریم. وقتی هم لبخند می‌زنیم از عمق وجودمون می‌زنیم.

  Amirheydary wrote @ مرداد ۲۸م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۴۵ ق.ظ

به نظر من ، خوشرویی یکی از کم خرج ترین بذل و بخشش هاست!
به همین سادگی میشه دست و دلباز بود.

  صادق wrote @ مرداد ۲۸م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۵۸ ق.ظ

آ د م ‍ه‍ ا

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>