Archive for مرداد, ۱۳۸۶

۳۹

سخت است پای لرز خربزه نخورده،  نشستن.

۳۸

جوایز هیئت داوران وبلاگ شهربیدار

حکیمانه ترین کامنت:

خروسک بلورین به محمد آقای نیکزاد برای کامنت پست سی و هفت.

فعال‌ترین خواننده:

خروسک بلورین به طور مشترک به صادق خان و آقای دانشجو.

جائزه افتخاری :

خروسک بلورین به آقای دکتر امیر‌حیدری.

پ.ن:

-هر گونه اتهام پارتی بازی را تکذیب میکنیم.

۳۷

آدم ‌های تکراری، عقاید تکراری، حرف‌های تکراری.

انگار که همه این آدم‌ها را توی قنادی با قالب شیرینی ساختند….

 

۳۶

شاید راز رسیدن در نرسیدن بود،

کسی چه می‌داند…

۳۵

بعضی وقتها آن‌قدر سرحالم:

که کار یک کتاب را در یک روز می‌سازم.

که می‌خواهم در آغوش بگیرم

 تو را

خانواده‌ام را

و

این شهر آفتابی را.

بعضی وقتها آن‌قدر دلگیرم :

که دلم می‌خواهد

همه کتابها را پاک کنم.

تو را،

خانواده‌ام را،

این شهر را،

و بمیرم.

خب آدمیزاد است دیگر…

 

 

۳۴

ما آدم ها انسان های ناسپاسی هستیم. چون هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم خدا را به خاطر آن که دیگر به مدرسه نمی رویم، شکر نمی کنیم!!

وودی آلن

۳۳

چهار ساله شدیم من وتو،

و فقط تو می‌دانی چهار سال یعنی چه،

تو که خیلی از شب‌ها که من خواب بودم، رنج کشیدی تا صبح به امید گنجی برای ما.

وبار خیلی چیزها را بردوش کشیدی، صبورانه، بی آنکه از سنگینی‌اش شکوه کنی، حتی لحظه‌ای.

مرد آرامم.

دو نقطه ایکس.

 

 

۳۲

چه حال و هوای عجیب و تکرار ناپذیری دارند، روزهای اول هر چیز.

بوی تازگی می‌دهند، بوی کاغذهای تا نخورده کتاب نو.

۳۱

این آدم ‌بزرگ‌ها که همه چیز را بیمه می‌کنند، جز دوستی را، عشق را…

پرندگان همه خیس اند
و گفتگویی از پریدن نیست
در سرزمین ما
پرندگان همه خیس اند،
در سرزمینی که عشق کاغذی است
انتظار معجزه را بعید می دانم.

گلسرخی

۳۰

از آدمها خسته شدم،

آدمها نیز.

دور می‌شویم.

« Previous entries · Next entries »