۷۳

برایم از رویایت می‌گویی و چه نزدیک می‌شوند آدم‌ها وقتی از رویای خود سخن می‌گویند.

انگار که سال‌هاست هیچ نگفته‌ای.

باران نمی‌بارد. آسمان خسیس!

تو می‌گویی و می‌گویی.

گونه‌ام عطرآگین می‌شود.

چشم‌هایم را می‌بندم و دعا می‌خوانم.

و خودخواهانه می‌اندیشم که

چه بکری تو.

دست نخورده.

آن منی.

باران نمی‌بارد.

می‌دانی

جایم را عوض نمی‌کنم، جایم را با هیچکس عوض نمی‌کنم.

No comments yet

ببخشید، نمی‌توانید دیدگاهی بنویسید.