۹۶

بعد با عصبانیت گفته بود« هر چیزی اصولی دارد.»

و آن من بازیگوش، گوشه ذهنم بغض کرد و نشست. و شروع کرد ناخن انگشت‌ اشاره‌اش را جویدن. و یادش آمد که از تمام اصول، از تمام قالب‌ها بیزار بود. از خط‌کش‌هایی که می‌خواست بودنش را اندازه بگیرد.

پرسیده بود:« می‌فهمی؟!! بعید می‌دانم.»

و بعد آن من بازیگوش خنده‌اش گرفت از این‌همه حماقت و رفت بالای ذهنم نشست و شروع کرد پاهایش را تکان دادن و آواز خواندن.

] نقش نیشخندی بر لب [

۲ دیدگاه »

  حجت wrote @ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۴ ب.ظ

اولا جویدن ناخن شصت باحالتره
ثانیا راست گفته بدبخت اگر میفهمیدی که اوضاع بهتر بود
ثالثا عجب آن شری داری تو…..

  او wrote @ اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۵۷ ق.ظ

و نمی‌داند اصل‌ها از اول اصل نبودند و شاید به زودی اصل نباشند.
اما تو این را می‌دانی.

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>