اردیبهشت ۲۶, ۱۳۸۷ at ۱۲:۰۹ ب.ظ
· Filed under مینیمالها
بعد با عصبانیت گفته بود« هر چیزی اصولی دارد.»
و آن من بازیگوش، گوشه ذهنم بغض کرد و نشست. و شروع کرد ناخن انگشت اشارهاش را جویدن. و یادش آمد که از تمام اصول، از تمام قالبها بیزار بود. از خطکشهایی که میخواست بودنش را اندازه بگیرد.
پرسیده بود:« میفهمی؟!! بعید میدانم.»
و بعد آن من بازیگوش خندهاش گرفت از اینهمه حماقت و رفت بالای ذهنم نشست و شروع کرد پاهایش را تکان دادن و آواز خواندن.
] نقش نیشخندی بر لب [
Permalink
حجت wrote @ اردیبهشت ۲۶م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۴ ب.ظ
اولا جویدن ناخن شصت باحالتره
ثانیا راست گفته بدبخت اگر میفهمیدی که اوضاع بهتر بود
ثالثا عجب آن شری داری تو…..
او wrote @ اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۵۷ ق.ظ
و نمیداند اصلها از اول اصل نبودند و شاید به زودی اصل نباشند.
اما تو این را میدانی.
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>