Archive for خرداد, ۱۳۸۷
خرداد ۲۷, ۱۳۸۷ at ۱۰:۵۲ ق.ظ · Filed under مینیمالها
چه قدر حقیر و بیمعنا! دیشب شاه مرد. باورت میشود؟
شهرزاد اما نیمه شب، با سینههای برهنه راه افتاده بود در خیابانی طولانی.
شاید تک تک خاطرات کهنهاش را برای آخرین بار به یاد آورده بود تا برای همیشه از یاد ببرد و تا صبح گریه کرده بود.
شاید هم گفته بود به جهنم و زل زده بود به آسمان و سیگاری روشن کرده بود و هی راه رفته بود و فکر کرده بود آدمها ارزشش را ندارند چه شاه باشند چه گدا. و پاهایش درد گرفته بود.
شاید …
کسی چه میداند. اما دیشب شاه مرده بود و شهرزاد با سینههای برهنه راه افتاده بود در خیابان.
خرداد ۲۵, ۱۳۸۷ at ۴:۲۱ ب.ظ · Filed under مینیمالها
زمان! بیپدر!
جذابیتم را پس بده.
خرداد ۲۴, ۱۳۸۷ at ۱۰:۰۰ ب.ظ · Filed under مینیمالها
دلم آن روزهای دور را میخواهد که وقتی غر میزدم خستهام، میگفت برو بازی کن دوباره برگرد.
دلم بازی میخواهد، دلم دیوانه بازی میخواهد. دلم میخواهد هیچ مسئولیتی نداشته یاشد نه مسئول کسی باشد نه چیزی. دلم خسته است خیلی.
خرداد ۲۴, ۱۳۸۷ at ۵:۱۶ ب.ظ · Filed under مینیمالها
…میدانم که مفتون یک انسان بودن یعنی چه. کسی که آدم به اندازهای که دوستش دارد، از او متنفر است!
و نیچه گریه کرد، اروین یالوم
خرداد ۱۸, ۱۳۸۷ at ۴:۴۹ ب.ظ · Filed under مینیمالها
قبلترها فکر میکردم چهطور میشود از آدمها متنفر بود، این روزها فکر میکنم چهطور میشود آدمها را دوست داشت.
خرداد ۹, ۱۳۸۷ at ۱۰:۲۰ ب.ظ · Filed under مینیمالها
از بادهی دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی ماندهاست؟
خرداد ۵, ۱۳۸۷ at ۹:۳۷ ب.ظ · Filed under مینیمالها
که می با دیگران خوردست و با من سر گران دارد، لامصب!
خرداد ۵, ۱۳۸۷ at ۵:۳۹ ب.ظ · Filed under عاشقانهها, مینیمالها
آقای ایکس عزیز، سلام
خیلی وقت بود روی سگتون بالا نیومده بود، دلمون تنگ شده بود. فکر کرده بودیم خدای ناکرده طوریتون شده.
از اینکه در سلامت کامل به سر میبرید، خوشحال میباشیم.
با احترام
زهرا درگاهی
خرداد ۵, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۳ ق.ظ · Filed under مینیمالها
یک دختر برای حرف زدن
یک دختر برای خندیدن
یک دختر برای گریستن
یک دختر برای سکوت و تماشا
یک دختر برای در باران قدم زدن
یک دختر برای خوابیدن.
مرد داشت دفترچه تلفنش را مرور میکرد.
خرداد ۲, ۱۳۸۷ at ۱۲:۳۲ ب.ظ · Filed under مینیمالها
And I was thinking to myself,
This could be Heaven or this could be Hell…
“Hotel California”
Next entries »