قبلترها فکر میکردم چهطور میشود از آدمها متنفر بود، این روزها فکر میکنم چهطور میشود آدمها را دوست داشت.
قبلترها فکر میکردم چهطور میشود از آدمها متنفر بود، این روزها فکر میکنم چهطور میشود آدمها را دوست داشت.
سلام
جالب بود
… راستی وبلاگ جدیدت مبارک باشه (لا اقل این ورژن از وبلاگت رو من تازه دیدم)
فعلا…
قبل ترها در مورد دوست داشتن آدمها و تنفر از اونها خیلی فکر میکردم
اما حالا یگه حوصله ی فکر کردن به آدمها رو ندارم شاید ارزشش رو ندارند
به نظرم داشنت این ذهنیت خود به خود دوستی و صمیمیت و به همراه داره
ممنون از تذکرت
شعر مال مصدق بود نه صالح علا
راستی توی این دنیای درندشت، یه هم فامیل غریبه پیدا کردن جالبه، نه؟؟
خیلی تفاوت نداره این و اون هر دوش بخاطر سردرگمی و نشناختن آدماست
اگر آدما رو بشناسی اصلا نیاز نیست به این موضوعات فک کنی خودبخود اونطوری که باید، میشه
موفق باشی
سلام مجدد…
ما اصالتا زنجانی هستیم… شاید ۶-۷ نسل قبلمون به تبریز برگرده… شما تبریزی هستید؟
hey doos joon!
hey roozegar!
dir be dir up mikoni
delemoon migireee
قبلنا و بعدنا نداره …
از وقتی یادم میاد ازشون متنفر بودم …
راستی فونتت خیلی ریزه !!!
شایدم من کورم …
سلام
بی هیچ انتظار پاسخی می توان دوست داشت
وبلاگم بروز شد سر بزنید
متشکرم
اینا که گفتی چی هستن حالا؟
آخ گفتیییییییییییییییییییییییییی…
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>