۱۰۹

قبل‌ترها فکر می‌کردم چه‌طور می‌شود از آدم‌ها متنفر بود، این روزها فکر می‌کنم چه‌طور می‌شود آدم‌ها را دوست داشت.

۱۱ دیدگاه »

  محمد درگاهی wrote @ خرداد ۱۸م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۱ ب.ظ

سلام
جالب بود
… راستی وبلاگ جدیدت مبارک باشه (لا اقل این ورژن از وبلاگت رو من تازه دیدم)

فعلا…

  30- wrote @ خرداد ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۰۹ ق.ظ

قبل ترها در مورد دوست داشتن آدمها و تنفر از اونها خیلی فکر میکردم
اما حالا یگه حوصله ی فکر کردن به آدمها رو ندارم شاید ارزشش رو ندارند

  احسان wrote @ خرداد ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۴:۳۷ ب.ظ

به نظرم داشنت این ذهنیت خود به خود دوستی و صمیمیت و به همراه داره

  محمد درگاهی wrote @ خرداد ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۶:۵۵ ب.ظ

ممنون از تذکرت

شعر مال مصدق بود نه صالح علا

راستی توی این دنیای درندشت، یه هم فامیل غریبه پیدا کردن جالبه، نه؟؟

  حجت wrote @ خرداد ۱۹م, ۱۳۸۷ at ۹:۵۷ ب.ظ

خیلی تفاوت نداره این و اون هر دوش بخاطر سردرگمی و نشناختن آدماست
اگر آدما رو بشناسی اصلا نیاز نیست به این موضوعات فک کنی خودبخود اونطوری که باید، میشه
موفق باشی

  محمد درگاهی wrote @ خرداد ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۱:۱۷ ب.ظ

سلام مجدد…
ما اصالتا زنجانی هستیم… شاید ۶-۷ نسل قبلمون به تبریز برگرده… شما تبریزی هستید؟

  ashna wrote @ خرداد ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۹ ب.ظ

hey doos joon!
hey roozegar!
dir be dir up mikoni
delemoon migireee

  a lunatic wrote @ خرداد ۲۱م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۰۸ ق.ظ

قبلنا و بعدنا نداره …
از وقتی یادم میاد ازشون متنفر بودم …
راستی فونتت خیلی ریزه !!!
شایدم من کورم …

  کربلایی wrote @ خرداد ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۷:۲۶ ب.ظ

سلام
بی هیچ انتظار پاسخی می توان دوست داشت
وبلاگم بروز شد سر بزنید
متشکرم

  اسپایدرمرد wrote @ خرداد ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۷:۵۸ ب.ظ

اینا که گفتی چی هستن حالا؟

  دخترک هرزه wrote @ خرداد ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۴:۰۷ ب.ظ

آخ گفتیییییییییییییییییییییییییی…

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>