۱۱۵

در این تاریکخانه،

رنج را می‌کشند، غصه را می‌خورند، لبخند را تزریق می‌کنند.

۴ دیدگاه »

  حجت wrote @ تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۰ ب.ظ

رنج را باید کُشت، غصه را باید خرد کرد و لبخند را به دیگران هدیه داد…

  ashna wrote @ تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۲۸ ب.ظ

>:D<

  ۳۰- wrote @ تیر ۳م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۳۰ ب.ظ

رنج همزاد من است
——————— برادر کشی؟!
غصه نان شب من است غصه تنها همدم من است که مرا ترک نکرده است
——————— تنها بر سر سفره خالی؟!
و لبخند؛ مدتی است لبخندهایم را گم کرده ام دیگران به من میخندند و من گریه ام میگیرد از هر آنچه به آن میخندند
و خنده ام میگیرد از هرانچه بر آن میگریند خنده ای که خود شکستن بغض من است

  محمدرضا wrote @ تیر ۴م, ۱۳۸۷ at ۸:۰۵ ب.ظ

روزت مبارک!

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>