Archive for مرداد, ۱۳۸۷

بادبادک باز

آدم است دیگر، بعضی وقتها با خواندن کتابی گریه می‌کند.

-تو جون بخواه!

It’s a rainy night in Paris,
And the harbour lights are low.
He must leave his love in Paris
Before the winter snow;

On a lonely street in Paris
He held her close to say,
“We’ll meet again in Paris
When there are flowers on the Champs-Elysees.”

“How long” she said “How long,
And will your love be strong,
When you’re across the sea,
Will your heart remember me?…”

Then she gave him words to turn to,
When the winter nights were long,
“Nous serons encore amoureux
Avec les couleurs du printemps…”

“And then” she said “And then,
Our love will grow again.”
Ah but in her eyes he sees
Her words of love are only words to please…

And now the lights of Paris
Grow dim and fade away,
And I know by the light of Paris
I will never see her again…

Rainy night in Paris

کتاب روسپی

این روزها همه کافه پیانو می‌خوانند، شما چه‌طور؟

هولدون کالفیلد یگانه است آقای جعفری.

Snapshot(1): Carlito’s Way

آقا من مرده اون لحظه‌ام که آل پاچینو داره از لای در معشوقشو با اشتیاق براندار می‌کنه. اونوقت خانوم با بدجنسی می‌آد تو چشمای چارلی زل می‌زنه و می‌گه من درو باز نمی‌کنم اگه می‌‌خوای بیای تو زنجیر و پاره کن و الخ…و این‌طوریه که چشمای یه مرد چهل ساله پر می‌شه از رویا. و همین‌طوریاس که سینما هر روز ما رو می‌کشه.

ترانه فوق‌العاده U Are So Beautiful To Me

قانون بقای چیز

خب یکی دیگه از قانونای لعنتی این دنیا اینه که وقتی یه چیزو انتخاب می‌کنی، یه چیزای دیگه را از دست می‌دی در واقع همون قانون بقای چیز که مجموع چیز همیشه ثابته و با به دست آوردن چیزی، یه چیزی از دست می‌ره. و همین قانون کوفتیه که تصمیم گرفتنو مشکل می‌کنه و ازش هم هیچ گریزی نیست مثه جاذبه.

-پی‌نوشت : حالا نیاین بگید سرعت فرار از جاذبه زمین بیست و پنج هزار مایل در ساعته که من خودم دیپلم دارم.

گیرم برف…

گوش کن به بارانی که فرو می‌ریزد،

گوش کن به فرو ریختنش،

و با هر قطره باران که می‌بارد،

تو را بیشتر دوست خواهم داشت.

بگذار تمام شب ببارد،

تا زمانی‌که با هم هستیم.

بگذار که عشق ما قوی‌تر شود.

چه کسی به وضعیت هوا اهمیت می‌‌دهد؟

گوش کن به باریدن باران

گوش کن به باریدنش،

و با هر قطره که فرو می‌ریزد

صدای تو را می‌شنوم،

که نام مرا بلند صدا می‌کنی،

از فراز ابرها صدای تو را می‌شنوم،

ولی من اینجا در قعر گودالم.

من و تو در هم پیچیده‌ایم…

می‌بارد، می‌بارد…

پیرمرد خرناسه می‌کشد

به تخت خواب می‌رود،

شب هنگام و به سرش شلیک می‌کند.

دیگر صبح بیدار نخواهد شد…۱

می‌بارد، می‌بارد…

۱. اشاره به مرگ جان دالتون دانشمند و هواشناس انگلیسی، که وقتی آخرین مشاهده وضعیت هوا را در شبی بارانی انجام می‌‌دهد در تختش خود کشی می‌کند.

دانلود ترانه:

Listen to The Falling Rain

Far,Far Away

:

به سراغ من اگر می‌آیید…

لافکادیو، شیری که جواب گلوله را با گلوله داد.

:)

Welcome to Java Programming!

۱۲۱

پر پرواز ندارم اما
دلی دارم و حسرت درناها
و به هنگامی که مرغان مهاجر دردریاچه ی ماهتاب
پارو میکشند،
خوشا رها کردن و رفتن!
خواب دیگر
به مردابی دیگر
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر
خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی
خوشا اگر نه رها زیستن، مردنی به رهایی
آه این پرنده
در این قفس تنگ
نمی خواند.

شاملو

Next entries »