Archive for آذر ۱۴, ۱۳۸۷

دردیست غیر مردن…

همیشه، گاهی، لابد، در زندگی ، میان راه ، آدم‌هایی هستند که با آنها احساس می‌کنی موجود ضعیف، احمق ناموفق، بیمار، محدود و بی‌استعدادی هستی. آن وقت اگر شانس بیاوری آدم‌هایی هستند که با آنها احساس می‌کنی میزانی و محور آفرینش، باهوشی، خلاقی. آن وقت نه این‌که تو بد اقبال باشی‌‌ها نه. قانون زندگی این است که این آدم‌ها گم می‌شوند، میروند، می‌میرند یا توسط یک آدم ِ اشتباهی دزدیده می‌شوند. تو می‌مانی و حضور گروه اول وخاطر‌ه گروه دوم که صد البته هر دو ترا به فنا می‌دهد.

شهوت جاودانگی

«ماندن» ارزشمند بود، که « شدن» تنها از جنس لحظه‌هاست. آن شنیدنی ترین، « می‌دارم» بود، که «دارم» المان کوچکی از زمان است. دریغ که انسان تشنه « جاودانگی‌ها» و« تا همیشه ها» و «تا ابدها» بود و تنها چیزی که از ابدیت نصیبش شد، حسرتی جاودانه بود.