دردیست غیر مردن…

همیشه، گاهی، لابد، در زندگی ، میان راه ، آدم‌هایی هستند که با آنها احساس می‌کنی موجود ضعیف، احمق ناموفق، بیمار، محدود و بی‌استعدادی هستی. آن وقت اگر شانس بیاوری آدم‌هایی هستند که با آنها احساس می‌کنی میزانی و محور آفرینش، باهوشی، خلاقی. آن وقت نه این‌که تو بد اقبال باشی‌‌ها نه. قانون زندگی این است که این آدم‌ها گم می‌شوند، میروند، می‌میرند یا توسط یک آدم ِ اشتباهی دزدیده می‌شوند. تو می‌مانی و حضور گروه اول وخاطر‌ه گروه دوم که صد البته هر دو ترا به فنا می‌دهد.

۷ دیدگاه »

  wrote @ آذر ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۴۳ ب.ظ

گفتند: «یافت می نشود, جسته ایم ما»

  wrote @ آذر ۱۴م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۵۴ ب.ظ

نه آدمم

نه گنجشک

اتفاتقی کوچکم

هربار که می افتم

دو تکه میشوم

نیمی را باد میبرد

نیمی را مردی که نمی شناسم…

  Golshan wrote @ آذر ۱۵م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۳۳ ب.ظ

زهرا خودتم می دونی که فوق العاده ای. این قدر واضحه که گاهی لازم می شه دوباره کشفش کنی.

  فانی wrote @ آذر ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۳:۲۷ ب.ظ

صدق الله علیم عظیم!

  محمدرضا wrote @ آذر ۱۷م, ۱۳۸۷ at ۷:۰۳ ب.ظ

با این اوصاف دریست غیر زنده بودن…

  یزدی wrote @ آذر ۲۱م, ۱۳۸۷ at ۱:۱۰ ق.ظ

ببخشید فضولی‌ه ولی، بیت باید اینطوری خونده بشه:
دردی‌ست،
غیر مردن آنرا دوا نباشد

  احسان wrote @ آذر ۲۱م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۳ ق.ظ

به نظرم تیترتون درست نیست.

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>