من و تو یکی دهانیم
که با همه آوازش
به زیباتر سرودی خواناست.

من و تو یکی دیدگانیم
که دنیا را هر دم
در منظر خویش تازه تر می سازد.

نفرتی
از هر آنچه با زمان دارد
از هر آنچه محصورمان کند
از هر آنچه واداردمان
که به دنبال بنگریم …
دستی
که خطی گستاخ به باطل می کشد.

من و تو یکی شوریم
از هر شعله ئی برتر،
که هیچ گاه شکست را بر ما چیرگی نیست
چرا که از عشق
روئینه تنیم.

و پرستوئی که در سرپناه ما آشیان کرده است
با آمد شدنی شتابناک
خانه را
از خدائی گم شده
لبریز می کند.

شاملو

۱ دیدگاه »

  مهرداد wrote @ بهمن ۵م, ۱۳۸۷ at ۲:۳۳ ب.ظ

به نظرم این درست‌تر باشه:

نفرتی
از هر آنچه بازمان دارد

متوجه تفاوت که می‌شی ;)

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>