عشق یک بیماری فکری توام با مازوخیسم، سادیسم و پارانویاست.
۱۲ دیدگاه »
اوه پس ما رسما تو دیوانه خونه زندگی می کنیم
.
.
(با این همه آدم دائم العاشق)
این که گفتی دقیقا یعنی چی؟
exactly
سلام خانم درگاهی!
بسیار خوشحالم که شما و وبلاگتون رو پیدا کردم. هوش و ذهن چالاک شما از خاطرم نمی ره.
کنترل پنل من نشون می داد که ایران تشریف ندارید. شاید ترجیح دادید به جای همصحبتی با کاج و کاکتوس و سنگ، همسفر رود باشید!
امیدوارم هرجا هستید، موفق باشید.
قلم نیشدار و خلاقتون این وبلاگ رو به یک ماهی کباب لذیذ ولی پر از استخون شبیه کرده که حرص آدمها رو در میاره. امیدوارم، همینطور سرکش و خروشان ادامه بدید.
منتظر پست های بعدی تون هستم.
با احترام
این که گفتی یعنی چَه؟؟!!!!
(با لهجه ی برره ای خوانده شود)
صحیح است
صحیح است
قدیم ندیما در مورد همین قضیه گفته بودم:
عشق عین مرگ و موت و نیستی ست
درد بی درمان مازوخیستی ست
روزی دختر بچه ای اصفهانی از من پرسید عشق یعنی چه؟
گفتم:اشتیاق بدست اوردن خوبی برای همیشه.
چرا عکست را تو وبلاگت نگذاشتی؟
اینو خوب اومدی ها….
سلام
اینایی که نوشتی سیاسی که نبود؟
عجب توصیف پیچیده ایی
آخ!!! این اولین باره که یکی عین نظر منو داره…. آخ!!!! و احتمالا تو هم مثل من علاوه براینکه این نظر رو داری عاشق هم هستی. و نکنه مثل من وقتی عاشق نیستی دیگه دلت نمیخواد عاشق باشی و باز هم مثل من میبینی زندگی وقتی عاشق نیستی چقدر خسته کننده است؟
وای تو هم مثل من خلی؟؟؟؟؟؟؟؟
Your comment
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
