دهانت را…

عشق یک بیماری فکری توام با مازوخیسم، سادیسم و پارانویاست.

۱۲ دیدگاه »

  آشوک wrote @ بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۳:۲۵ ب.ظ

اوه پس ما رسما تو دیوانه خونه زندگی می کنیم
.
.
(با این همه آدم دائم العاشق)

  مردی با مسئولیت محدود wrote @ بهمن ۲۰م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۵ ب.ظ

این که گفتی دقیقا یعنی چی؟

  nilan wrote @ بهمن ۲۱م, ۱۳۸۷ at ۱۰:۴۸ ق.ظ

exactly

  احمد صداقت wrote @ بهمن ۲۲م, ۱۳۸۷ at ۳:۴۸ ق.ظ

سلام خانم درگاهی!

بسیار خوشحالم که شما و وبلاگتون رو پیدا کردم. هوش و ذهن چالاک شما از خاطرم نمی ره.

کنترل پنل من نشون می داد که ایران تشریف ندارید. شاید ترجیح دادید به جای همصحبتی با کاج و کاکتوس و سنگ، همسفر رود باشید!

امیدوارم هرجا هستید، موفق باشید.

قلم نیشدار و خلاقتون این وبلاگ رو به یک ماهی کباب لذیذ ولی پر از استخون شبیه کرده که حرص آدمها رو در میاره. امیدوارم، همینطور سرکش و خروشان ادامه بدید.

منتظر پست های بعدی تون هستم.

با احترام

  مسعود wrote @ بهمن ۲۳م, ۱۳۸۷ at ۲:۰۸ ق.ظ

این که گفتی یعنی چَه؟؟!!!!
(با لهجه ی برره ای خوانده شود)

  علی wrote @ بهمن ۲۴م, ۱۳۸۷ at ۱:۵۱ ب.ظ

صحیح است
صحیح است
قدیم ندیما در مورد همین قضیه گفته بودم:
عشق عین مرگ و موت و نیستی ست
درد بی درمان مازوخیستی ست

  نیروانا wrote @ بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۲:۲۸ ب.ظ

روزی دختر بچه ای اصفهانی از من پرسید عشق یعنی چه؟
گفتم:اشتیاق بدست اوردن خوبی برای همیشه.

  nashenas wrote @ بهمن ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱۱:۱۷ ق.ظ

چرا عکست را تو وبلاگت نگذاشتی؟

  گیس طلا wrote @ اسفند ۷م, ۱۳۸۷ at ۹:۱۵ ق.ظ

اینو خوب اومدی ها….

  جوشا wrote @ فروردین ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۹ ب.ظ

سلام
اینایی که نوشتی سیاسی که نبود؟

  aMiN wrote @ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۳۹ ق.ظ

عجب توصیف پیچیده ایی

  آناهیتا wrote @ خرداد ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۲ ب.ظ

آخ!!! این اولین باره که یکی عین نظر منو داره…. آخ!!!! و احتمالا تو هم مثل من علاوه براینکه این نظر رو داری عاشق هم هستی. و نکنه مثل من وقتی عاشق نیستی دیگه دلت نمیخواد عاشق باشی و باز هم مثل من میبینی زندگی وقتی عاشق نیستی چقدر خسته کننده است؟
وای تو هم مثل من خلی؟؟؟؟؟؟؟؟

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>