Archive for اسفند ۱۸, ۱۳۸۷

ریه‌‌های لذت، پر اکسیژن مرگ است…

من آرام گفتم آدم‌ها نباید این طور بی‌هوا، نزدیک بهار بمیرند. بی‌خداحافظی. که باغچه بوی مرگ بگیرد. که شمع سفره هفت سین سیاه شود. بعد یادم آمد که گفته بودی(یک شب، توی ماشین بود. که من زل زده بودم به مردانگی مشهود دستانت بر روی فرمان )  «بابا، آدم است دیگر آ.. دم. »