جبر
گریهام میگیرد از این بیعدالتی آشکار در آفرینش. و فکر میکنم چه شوخی جالبی میکنند که میگویند آفریدگار عادل است و چه پدرسوختگی مبتذلی در تعریف مساوات و عدالت نهفته است.
یادم میرود به فیلم بوتیک ، مرد جوانی روبه روی تلویزیون اشک میریزد برای لاک پشت هایی که تخمهایی که در ساحل گذاشتند خورده شده.
اشک میریزم.
