جبر

گریه‌ام می‌گیرد از این بی‌عدالتی آشکار در آفرینش. و فکر می‌کنم چه شوخی جالبی می‌کنند که می‌گویند آفریدگار عادل است و چه پدرسوختگی مبتذلی در تعریف مساوات و عدالت نهفته است.

یادم می‌رود به فیلم بوتیک ، مرد جوانی روبه روی تلویزیون اشک می‌ریزد برای لاک پشت هایی که تخم‌هایی که در ساحل گذاشتند خورده شده.

اشک می‌ریزم.

۱۱ دیدگاه »

  بهزاد wrote @ اسفند ۲۷م, ۱۳۸۷ at ۱:۱۷ ب.ظ

با بهار اپم

  nirvanaaa wrote @ اسفند ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۱۲ ب.ظ

اواجی سلام و پیشا پیش و پساپس سال نویی تونم موبارک باشت.
و بعدشم:قراره مگه ادم هر جا که منویسد اسمشو بگت؟اصلا با عقل کم ما که جوری در نمی یاد یعنی شدس مث یه پازل!بعدشم دوباره:این نوشته ها رو کسی به خود شنگیرد بنا به حسب حال مو منوسم!و گر نه جون ۱دونه مادرم که مخوام ۲ تا نباشد مو به همه شوماها ارادت داریم حالا حرف غرض و مرض نباشد خودا نکرده .و گر نه که سال گاو ما تعبیر مشد و گاومون ۲ قلو مزاد!
بعدشم ۳باره عرض کنم که :ولله خودا با ما و شوما نسل پاکدامن جامعه ها هیچ دشمنی ندارد.بشیند زندگیتونو بکند.این حرفا مال فمینیستاست.زبونم لال شوما که ایطوری نیستید!

  nirvanaaa wrote @ اسفند ۳۰م, ۱۳۸۷ at ۱۲:۲۱ ب.ظ

حجت هم خودا زده هم چششو در اورده .هم خیلی چیزاش شکسته .مث دست وبنویسیشو -دلشو اینا اینا دیگه.زبونم به فاش “سکرت”ایهاالناس باز نمی شد.شوما دیدیش سلام مو رم برسون و بوگو امتحان ارشد که خیلی وقته تموم شدس کاسه کوزه تو جمع کن بیا دولابی.بی خیال زن گرفتن شو پسر!ادم یدونه زن بگیرتا ۱۰۰۰ تا دیگه رو از دست داه!ای حرف دوستم یوسفه ها!مو از این شوخیها نکردم و نمی کونم.
عیدتون موبارک باشت و ۱۰۰ سال به ای سالاتون.

یه عکس از هفت سینی که چیدی بنداز نمره به سلیقت بدم !

نبینم گریه تو اواجی که گریه مال ما مرداست.اگه یه مرد دیدی سلام منم برسون(می لبخندیم)!شوما خانوما می زارین ما مرد باشیم؟؟؟؟؟؟؟رگ گیرتم کوووووووووووووووو!اونم از ورژن یزدی.چه شوددددددددددد!

  مظفر wrote @ فروردین ۱م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۶ ب.ظ

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

  سروناز wrote @ فروردین ۲م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۱ ق.ظ

سلام سال نو مبارک
دیگه یادی از ما نمیکنی ها
به وبم سر بزن کارهامو گذاشتم نظر بده خوب

  Sadeq wrote @ فروردین ۳م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۲۳ ق.ظ

… ماهو دادند به شبهای تار …

  nirvanaaa wrote @ فروردین ۶م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۴ ق.ظ

من هم به رسم ادب این نوروز باستانی و زیباترین فرهنگ ۲۵۰۰ ساله آریایی را به شما خانم محترم و خانواده گرامیتان صمیمانه تبریک عرض میکنم و از یگانه معبود عشق , سلامتی و موفقیت روزافزون شما را خواستارم.

یک نفر به طور شگفت آوری افتاده توی حلیم!پیدا کنید حلیم پز را.
صادق خان بالا!کدوم ولد چموشی ماهو گرفت دو دستی!

  صادق wrote @ فروردین ۶م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۸ ب.ظ

پس بپام غرق نشم یهو تو این دیگ

  nirvanaaa wrote @ فروردین ۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۳ ق.ظ

ته دیگت خوشمزه در می یاد خو.حاجی شنیدم چوب تو لونه ما مکنی؟با ما به از این باش که با خلق خدایی.مو با هیچکی سر دشمنی ندارما.سلومتی شما به همه نداشته ها می ارزد.تعطیلی تو نبینما.

حاجیه خانوم درگاهی می بخشت که اینجا شدس پاسخیه بنویسی مو .کمال همنشینی با اصفهونیاس دیگه.
ارادتمندیم.

  nirvanaaa wrote @ فروردین ۷م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۸ ب.ظ

از نیروانا به کلیه ی واحدها:لطفا کسی وبلاگ مان را لینک ندهد .وقت خواندن کامنت خصوصی ندارم و از لطف شما هم فراوان تشکرات.رسایی عبارت رو داشتد مهندس!مو عادی بودنو دوس مدارم.خش ندارم معروف بشم.چه توهم فانتزیی نمودیم.

  زیر باران wrote @ فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۴ ب.ظ

لاک پشتها در یک شب زیبا میان کنار ساحل جزیره تخمگذاری میکنن و برمیگردند به دریا با اینکه خیلی از حیونها میخوان تخمهاشونو بخورند ولی سالهاست که نسلشون ادامه داره.هرگز تسلیم نمیشند

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>