life was a game

خواب دیدم که به بازی گرفته ام،

که به بازی گرفته شده ام.

خواب دیدم که گوش هایم دراز شده بود،

بیدار که شدم گوش ها بود اما

نه دریایی بود نه نهنگی نه پدر منتظری.

۲ دیدگاه »

  مولکول wrote @ مهر ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۲ ق.ظ

خوب بود. فقط من جای پدر رو تو این جا متوجه نشدم؟

  دونفر wrote @ مهر ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۸:۳۳ ب.ظ

نه گربه نره ای

Your comment

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>