Archive for آبان, ۱۳۸۸

امروز یادم به همه معلم‌هایی که بین بچه‌ها فرق می‌گذاشتند افتاد و حالم بد شد.

Mary and Max

ماری و مکس

را از دست ندهید.

مردان مریخی

نیمه شب بود. زن گوشه دفتر کاهیش نوشت:

مردها می توانند بدون زن هاشاد باشند، زن ها نه.

۶۰۳۱

آدم ها را ترک می کنی. اما پسوردها می مانند. پسوردهایی که سال تولد طرف است. پسوردهایی که می گویند فلانی دوستت دارد.

روزانه

حیف از عطر تنت، که با بوی پیاز ظهر آمیخت.