خرداد ۲۶, ۱۳۸۹ at ۸:۴۲ ب.ظ · Filed under مینیمالها
نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم
درین سراب فنا چشمه حیات منم
و گر به خشم روی صد هزار سال ز من
به عاقبت به من آیی که منتهات منم
نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی
که نقش بند سراپرده ی رضات منم
نگفتمت که منم بحر وتویی یکی ماهی
مرو به خشک که دریای با صفات منم
نگفتمت که چو مرغان بسوی دام مرو
بیا که قوت پرواز و پر و پات منم
نگفتمت که ترا ره زنند و سرد کنند
که آتش و تبش و گرمی هوات منم
نگفتمت که صفتهای زشت در تو نهند
که گم کنی که سرچشمه صفات منم
نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت
نظام گیرد، که خلاق بی جهات منم
اگر چراغ دلی دانک راه خانه کجاست
وگر خدا صفتی دانک کدخدات منم
خرداد ۲۴, ۱۳۸۹ at ۱۰:۲۷ ق.ظ · Filed under مینیمالها
I won’t be the last
I won’t be the first
Find a way to where the sky meets the earth
It’s all right and all wrong
For me it begins at the end of the road
We come and go…
Download Link
خرداد ۱۲, ۱۳۸۹ at ۲:۵۴ ب.ظ · Filed under مینیمالها
و از شما میپرسند که با باور دیگران چه کردید؟
خرداد ۹, ۱۳۸۹ at ۳:۴۶ ب.ظ · Filed under مینیمالها
هتل کالیفرنیا مکان نیست، آدم است. آدمی که با نگاهی دعوت کننده میگوید
This could be heaven or this could be hell
و وقتی وارد شدی دیگه هرگز نمیتونی خارج شی…