آمد شبی برهنهام از در،
چو روح آب،
در سینهاش دو ماهی و در دستش آینه،
من بانگ برکشیدم از آستان یأس،
آه ای یقین یافته، بازت نمینهم…
آمد شبی برهنهام از در،
چو روح آب،
در سینهاش دو ماهی و در دستش آینه،
من بانگ برکشیدم از آستان یأس،
آه ای یقین یافته، بازت نمینهم…
HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>