Rain of Dream
آن قدر نیامدی
که لبخندت کپک زد در خاطره ام.
آن قدر نیامدی که خشک شد،
طراوت چشمانت.
من مانده ام و واژه هایی که ابر می شوند.
دوباره می نویسمت.
تازه می شوی
جان میگیری،
باران میشوی
بی دریغ.
رویا
غرق می شود
در تماشای تو.
آن قدر نیامدی
که لبخندت کپک زد در خاطره ام.
آن قدر نیامدی که خشک شد،
طراوت چشمانت.
من مانده ام و واژه هایی که ابر می شوند.
دوباره می نویسمت.
تازه می شوی
جان میگیری،
باران میشوی
بی دریغ.
رویا
غرق می شود
در تماشای تو.