Archive for تیر, ۱۳۸۶

۱۲

همیشه وقتی اتفاق می افتد،

که خیلی دیر است.

وقتی که دیگر سرشار نیستی.

وقتی تمام می شود که سرشاری

ولی دیگر جایی برای ماندن نیست.

۱۱

کفر اگر نباشد این…

از کافی نت که بیرون می آمدم، احساس محمد را داشتم آن هنگام که از حرا پایین می آمد.چشمهایم غرق اشک

بود و بار سنگینی بر دوش. تو که باور نمی کنی….

۱۰

کم دوست باش، همیشه دوست باش!

یا

دوست باشید اما اسراف نکنید.

۹

بی هدف بودن شاید خیلی سخت است. اما سخت تر از آن ، این است که به تنها هدف زندگی ات رسیده باشی.

۸

با مردم زمانه سلامی و والسلام

تا گفته ای غلام تو ام میفروشنت

۷

همه چیز می توانست یک جور دیگر شروع شود، یک جور دیگر تمام شود،

باور کن تقصیر خدا نبود.

۶

همزبانی نیست تا برگویمش

راز این اندوه وحشت بار خویش

بیگمان هرگز کسی چون من نکرد

خویشتن را مایه آزار خویش

۵

چرا تمومش نمی کنی لعنتی؟؟؟

دستهای خالی ام خالی تر است امروز.

« Previous entries