Break or Brick
But it was only fantasy.
The wall was too high,
As you can see
جخ امروز از مادر نزاده ام
نه !
عمر جهان بر من گذشته است
نزدیکترین خاطره ام خاطره ی قرنهاست.
بارها به خونمان کشیدند
به یاد آر ،
و تنها دست آورد کشتار
نان پاره ی بی قاتق سفره ی بی برکت ما بود.
اعراب فریبم دادند
برج موریانه را بر دستان پر پینه ی خویش بر ایشان در گشودم ،
مرا و همگان را بر نطع سیاه نشاندند و
گردن زدند.
نماز گذاردم و قتل عام شدم
که رافظی ام دانستند
نماز گذاردم و قتل عام شدم
که قرمطی ام دانستند.
آنگاه قرار نهادند که ما و برادرانمان یکدیگر را بکشیم
واین
کوتاه ترین طریق وصول به بهشت بود !
به یاد آر
که تنها دست آورد کشتار
جلپاره ی بی قدر عورت ما بود.
خوشبینی برادرت ترکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند.
سفاهت من چنگیزیان را آواز داد
تو را و همگان را گردن زدند.
یوغ ورزاو بر گردنمان نهادند
گاو آهن بر ما بستند
بر گردمان نشستند
و گورستانی چندان بی مرز شیار کردند،
که بازماندگان را
هنوز از چشم
خونابه روان است.
کوچ غریب را به یاد آر
از غربتی به غربت دیگر ،
تا جست و جوی ایمان
فضیلت ما باشد
به یاد آر :
تاریخ ما بی قراری بود !
نه باوری !
نه وطنی !
(شاملو)
امشب تو شهر چراغونه، خونه دیبا داغونه
دنیا مال ماست دیب گله داره، سیاهی رو سیاست، دیب گله داره

این جهان کوه است و فعل ما ندا ، سوی ما آید نداها را صدا
فعل تو کان زاید از جان و تنت، همچو فرزندی بگیرد دامنت
پس تو را هر غم که پیش آید ز درد، بر کسی تهمت منه بر خویش گرد
فعل توست این غصه های دم به دم، این بود معنای قد جف القلم
وقتی موسیقی متن گزارش نمایشگاه آثار امام خمینی، آهنگ روزی روزگاری در آمریکا ست.