Far,Far Away
:

آمدم بگویم آااا
نه اینکه راه دور باشد و من خسته
سخت بود اعتراف در بیاعتنایی چشمانی که دنیا در آن میدرخشد.
آمدم بگویم: آااا…
- آدم نمیشوی!
آمدم بگویم آاا…
- آه و ناله مکن، گوشهایم پر است.
آمدم بگویم آاا…
-آنها آمدند.
بازوی یکی از آنها را گرفتی و دنیا در لبهای تو میخندید.
آااا..آااشتی نمیکنی؟
محو شدهای در دوردست.
آقای ایکس عزیز، سلام
خیلی وقت بود روی سگتون بالا نیومده بود، دلمون تنگ شده بود. فکر کرده بودیم خدای ناکرده طوریتون شده.
از اینکه در سلامت کامل به سر میبرید، خوشحال میباشیم.
با احترام
زهرا درگاهی